من نميتونم انقدر كه بايد زيبا صحبت كنم اما كمي از اين دنيا فهميدم شايد كمي از همه آنچيزي كه براي خوشبخت بودن خودم بايد از اين دنيا بدانم . ببين توي اين دنيا خيلي چيزها هست كه مي توني ياد بگير ي خيلي كارها هست كه مي توني انجام بدهي ولي به نظر من لازم نيست كه به همشون بپردازي و قاطعانه مطمئنم كه خيلي هم بد است چون ويژگيهاي انسان اين اجازه رو نمي دهد انسان محدود به زمانه ( اگر كاري رو كه بايد در زمان خودش انجام مي دادي و به عقب انداختي ديگر انجام دادنش ارزشي نداره و ديگر آن بازه زماني بر نمي گردد شايد اين حرف ظريفو شنيديي كه ميگن بدترين نحوه ازدست دادن زمان به نحوه احسند انجام دادن كاري است كه نبايد انجام بدي) ، انسان بسيار وابسته به نتيجه عمكردش است ( اين ويژگي آدمي ، كه دوست داره در هر كاري موفق بشه كه اين به نظر من خوبه ولي مشكل زماني پيش مي آيد كه شكست بخوريم چه بخواهي و چه نخواهي اين شكست تاثير بدي بر وجود عزيزت ميگذاره حال چرا ما بايد خودمان در ميدان مبارزه كاري قرار بدهيم كه كه حتي پيروز شدنش در ميدانهم مشحص نيست به چه دردي مي خوره ) ، انسان فراموشكار است (.. ) ، و غيره .... نتيجه بگيرم از حرفهام اينكه براي انجام دادن همه كارهاي ممكن در زندگي وقت كمي داريم ولي براي انجام دادم كارهاي ضروري و لازم وقت مناسب و كافي در اختيارمان هست من فكر مي كنم خوشبختي در داشتن چيزهاي بزرگي كه دوربريها به خاطر كمبودهاي كه خودشان در زندگي داشتن و دارن و عنوان مي كنند نيست بلكه خوشبختي در داشتن چيزهاي ساده اي كه خيلي از ماها به خاطر در دسترس بودنشان فراموششان كرديم . اگر جسارتي كردم به خاطر آن دل بزرگت كه نشعت گرفته از وزن زيادت ببخش پاينده باشيارسال کننده مهدي, در تاریخ 01 مهر 1387 ساعت 22:35 |
| پرسيده شد در مورد لذت چه مي گوي لذت ترانه آزاديست ، اما آزادي نيست. شكفتن ِ خواهشهاي شماست، اما ميوه آن نيست . ژرفاييست كه بلندا را فرا ميخواند، اما خود نه ژرف است نه بلند . در قفس ماندهاي است كه به پرواز در ميآيد ، اما فضاي فروبسته نيست . آري به راستي لذت ترانه آزاديست. و من آرزو مي كنم كه شما آن را از تَهِ دل بسُراييد، امانيخواهم كه در اين سُرايش دلِ خود را ببازيد .برخي از جوانانِ شما لذت را چنان ميجويند كه گويي همه چيز در همان لذت است ، و شما در حقِ آنها حكم مي كنيد و گوشمالشال ميدهيد. من حكم نميكنم و گوشمال نمي دهم . من آنها را به جست و جو ميخوانم. زيرا كه لذت را خواهند يافت ، اما نه تنها لذت را. لذت هفت خواهر دارد، و كمترينِ آنها از لذت بسي زيباتر است . مگر نشنيدهايد كه مردي زمين را در پيِ ريشه ميكَنْد و به گنج رسيد؟ برخي از پيران شما لذت را با تاسف به ياد ميآورند ، همچون خطايي كه در مستي از آنها سرزده باشد. اما پشيماني ابرآلود كردنِ روح است ، نه ادب كردنِ آن . ارسال کننده مهدي, در تاریخ 01 مهر 1387 ساعت 21:41 |
| پرسيده شد در مورد زناشويي چه مي گويي شما همراه زاده شديد وتا ابد همراه خواهيد بود. هنگامي كه بالهاي سفيدِ مرگ روزهاتان را پريشان ميكنند همراه خواهيد بود . آري، شما در خاطرِ خاموشِ خداوند نيز همراه خواهيد بود . اما در همراهيِ خود حدِ فاصل را نگاه داريد ، و بگذاريد بادهاي آسمان در ميانِ شما به رقص درآيند. به يكديگر مهر بورزيد ، آما از مهر بند مسازيد: بگذاريد كه مهر درياي مواجي باشد در ميانِ دو ساحلِ روحهاي شما . جام يكديگر را پُر كنيد ، اما از يك جام منوشيد . از نانِ خود به يگديگر بدهيد ، اما از يك گِرده نان مخوريد . با هم بخوانيد و برقصيد و شادي كنيد ، ولي يكديگر را تنها بگذاريد ، همانگونه كه تارهاي ساز تنها هستند ، با آن كه از يك نغمه به ارتعاش در ميآيند . دلِ خود را به يكديگر بدهيد ، اما نه براي نگه داري . زيرا كه تنها دستِ زندگي ميتواند دلهايتان را نگه دارد . در كناِر يكديگر بايستيد ، اما نه تنگاتنگ: زيرا كه ستونهاي معبد دور از هم ايستادهاند، و درختِ بلوط و درختِ سرو در سايه يكديگر نميبالند ارسال کننده مهدي, در تاریخ 01 مهر 1387 ساعت 21:33 |
salam... matalebetoon vagheaaan ghashange age ejaze daram az baazihashoon too web ham estefade mikonam... rasti...gofti chera inghad ghamgin?? dige ghose dari aram adat shode...ye adate hamishegi ke nemishe tarkesh kard!! montazeretam...byeارسال کننده dokhatare marg, آدرس سایت اینجا در تاریخ 01 مهر 1387 ساعت 19:56 |
| درود! بعضی لحظات را نمیشود با چیزی مقایسه کرد! ارسال کننده Mahmood, آدرس سایت اینجا در تاریخ 31 شهريور 1387 ساعت 14:48 |
1 صفحه 1 از 1 ( 5 نظر(ها) )