صفحه اصلی
تماس با من
دوستان
دليافته ها
الیزه
سلطنت سکوت
بادبادک
دادا
لیمان
عروج در هبوط
ذهن متورم یک زن
یادداشتهای یک دختر ترشیده
سانتائیه
مطالب گذشته
وقتشه...
دست از طلب ندارم
صدا
آرزو
کانکشن
از این روزها
آدم تر بودم...
تنهایی
به نام گیسو
مرگ
شب نامه
نوشتن، همین و تمام
بازیِ قانونی یا قانون بازی!
به بهانه تحویل سال
بسیار سفر باید تا...
یکمی نوشته
در لحظه زندگی کن
از دل
تجدید
افشاگری
حسرت پاییزی
نامه اي براي خودم
زندگی زیباست
خرمگس
حرف کهنه
سفر
کودکانه
خود فریبی
وداع با آدم کوچولوها
دور تسلسل
تولدی دوباره
آرزو ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده : نگاه   
۰۵ بهمن ۱۳۸۸
"سفرنامه" گوش می کنم، سفرنامه ی "شهیار قنبری". پر می شوم از لحظه های خوب ِبودن. از لحظه هایی که خوب بودند. توی بالکن نشسته ام. هیچ وقت به صدای مرغهای دریایی گوش نداده بودم. آن هم در این وقت شب. اصلا هیچ وقت تا به حال روی بالکن ننشسته بودم. خیلی هم کم پیش آمده بود که پنجره را باز کنم. مگر برای موارد خاص. آخر اینجا هیچ وقت بوی خوبی مشام آدم را پر نمی کند و همین باعث شده بود هیچ وقت آنقدر منتظر نمانم تا بفهمم دریا هم از روی بالکنمان دیده می شود و بین همه ی صداهای دور و بر، صدای پرنده ها از همه رسا تر است. حالا اما همه حسها را کور کرده ام و فقط می شنوم. بیش از هر وقت دیگری. شنیدن هم نعمت بزرگی است که خدا داده و ما چون همیشه می بینیم خیلی کم از آن بهره برده ایم.

دیشب یک نفر کلی آرزو برایم کرد. آرزوهای دست یافتنی. آرزوهای شدنی و من امروز فکر می کردم آرزو کردن هم کار قشنگی است. آرزوهای محال حتی. آرزوهای آبی، سبز، اناری.

دیشب حتی خواب دیدم بالای یک کوه بلندم. به بلندی کلیمانجارو. برف هم نداشت و امروز فکر کردم می توانم آرزوی پرواز کردن کنم. پرواز از بالای یک کوه بلند به آغوش یک دشت قشنگ.

و الان فکر می کنم چقدر همه ی صداها خوب هستند اگر و فقط اگر چشمانت را خوب بسته باشی...



سفری بی آغاز
سفری بی پایان
سفری بی مقصد
سفری بی برگشت
سفری تا کابوس
سفری تا رویا
سفری تا بودا
شبنم تاج محل
با حریق یادها همسفرم
وقتی دورم به تو نزدیکترم...
آخرین بروز رسانی ( ۰۵ بهمن ۱۳۸۸ )


نظر(ها)

دريچه هاي حس را تا نهايت بايد كه گشودن .

ارسال کننده امير, آدرس سایت اینجا در تاریخ 27 اسفند 1388 ساعت 16:33

سلام. حتما فیلم های خوبیرا که دارید آرشیو کنید. مرسی.به چند نفر سپرده ام که این فیلم ها را پیدا کنند. راستش لیست اصلی بالای صد تاست اما اینها فیلم هایی اند اکثرا که از بچگی دلم می خواسته ببینم. من چندسال فیلم نمی دیه ام یکی دو سالی ست دوباره شروع کرده ام.
کدام وجهم را دقیقا؟!
چرا به روز نمی کنید؟

ارسال کننده نرگس, در تاریخ 13 بهمن 1388 ساعت 12:40

سلام. من این کتاب را چند سال پیش خوانده ام. این نقل شما باعث شد فکر کنم که دوباره بخوانمش. مرسی به خاطر کار قشنگتان.
این هم یک جمله از من: هر کس در زندگی به چیزی دلش خوش است. ادبیات از جنس دلخوشی های من است.

ارسال کننده نرگس, در تاریخ 09 بهمن 1388 ساعت 21:30

Baba khosh ghalam
cheghadr ghashang minvisi
ajab baba man cheghadr nadidam in estedad haye toro
afarin sad afarin
baes shod hamishe biam bebinam chi minvisi

ارسال کننده Farzan, در تاریخ 05 بهمن 1388 ساعت 20:12

منم پرواز رو دوست دارم، چند بار تو خواب پرواز کردم خیلی حس قشنگیه، خیلی. واقعا وقتی بیدار شدم آرزو کردم کاش واقعا می تونستم خودم پرواز کنم و تو بیداری این حس رو تجربه کنم.
(من خیال می کردم شبا همه پرنده ها می خوابن نگو مرغای دریایی بیدارن!)

ارسال کننده گیسو, آدرس سایت اینجا در تاریخ 05 بهمن 1388 ساعت 12:06


 1 
صفحه 1 از 1 ( 5 نظر(ها) )

نظر خود را در زیر بنویسید:

نام:

 
پست الکترونیک:

پست الکترونیک شما فقط توسط مدیر قابل مشاهده است و سایر کاربران قادر به دیدن آن نیستند.

 
سایت:  
کد امنيتي :

لطفا حروف چاپ شده در عکس را وارد نمایید

نظر: