| مبارك باشه - عشق پاييزي ارسال کننده فالش, آدرس سایت اینجا در تاریخ 16 مهر 1388 ساعت 09:42 |
چه جالب من تا به حال گمان میکردم خودت گیسو خانم باشی... انشاللاه بالقوه ات بالفعل شود :-))ارسال کننده سانتا, آدرس سایت اینجا در تاریخ 11 مهر 1388 ساعت 21:40 |
می دانم نصیحت گرانه به نظر می رسند اما دست کم حاصل زندگی خودم هستند! یاد حرف دوستی غیری ایرانی می افتم در سال های دور از او شنیده ام . می گفت: اینکه عاشق شده باشی حتی اگر بهش نرسی، بهتر از این است که ترسیده باشی و هیچ وقت عاشق نشده باشی. بعد ها فهمیدم که راست گفته بود. و تقریبا با هر آدم مقبولی که در میان نهاده ام موافق بوده است.ارسال کننده نرگس, در تاریخ 02 مهر 1388 ساعت 13:57 |
سلام. من همه ی نوشته هایتان را می خوانم ،فقط کامنت گذاشتن آسان نیست. پس می توانید همیشه خوشحال باشید. و اما عشق.عشق اصولا 'فرایندی بزرگتر از من' نیست. عشق چیزی خارج از ما نیست. عشق زاییده ی ماست. بیرونی نیست. من فکر می کنم که در تک تک ما هست. بذری ست که خواهد رویید اگر هوایش باشد. شناگر ماهری هم هست. حالا اینکه هنوز هوای شما بارانی نشده چیز دیگری ست. اینکه آدم ها خودشان را دست کم بگیرند را دوست ندارم. به حرف شما که فکر می کنم می بینم که سیستم آموزشی رسمی و غیر رسمی ما چقدر موفق بوده است. همیشه همه ی چیزهای خوب را گذاشته روی تاقچه و گفته ببینید بچه ها ! باید قدتان بلند شودشوید تا دستتان به آن برسد.غافل اصلا آن عشق حاصل تلاش یکی عین من بوده است که از اول قدش را نچیده اند! ببینید. عشق هست. دست کم نگیرید. تقریبا اکثر آدم ها در ذهن خودشان این واژه را گذرانده اند. هر تیپ و آدمی هم که عاشق شده گفته که عاشق شده ام. کلمه یکی بوده . همه شان هم آن را منحصر به فرد دانسته اند. همه شان عاشق ترین روی کره زمین بوده اند. و اگر نظر من را بدانید همین طور هم بوده. حتی حقیرترین عشق ها ، هم چیزی بوده برای خودش. در حد آدمش بوده. عشق بزرگ مال آدم های بزرگ است. خودتان را بزرگ کنید آقا اما به عشق صفت ندهید . خودتانید.ارسال کننده نرگس, در تاریخ 02 مهر 1388 ساعت 13:52 |
| دوست عزیز! آنچه در بلاگام نوشتی همین است که بهترش را در اینجا رقم زدی و یعنی اُمید!! اُمید به فردای روشنی که عاشق باشیم و زندهگی کنیم. ساده نوشتیم همهمان: زندهگی میکنیم و عاشق میمانیم. درود بر زندهگی ارسال کننده محمود, آدرس سایت اینجا در تاریخ 02 مهر 1388 ساعت 13:03 |
سلام. این نوشته زیباست.پس بالاخره عاشق شدید انشالله! من هم پاییز را دوست دارم. امروز به این فکر میکردم که آنقدر زیباست که برای نوشتن از آن ارزشش را دارد کرکره ی وبلاگم را بالا بکشم! البته کار سختی بود. نشد. نوشته های اخیر وبلاگتان را که می خوانم ، می بینم که چقدر با مفاهیم درگیرید. و راستش فکر می کنم مرحله ای ست که هر کس در زندگیش می گذراند انگار. و خوب روح آبدیده می شود اما . بگذرید. بگذرانید و بگذرید. در مفاهیم نمانید. مفاهیم بدون اینکه آنها را زندگی کرده باشیم ، هر چقدر متعالی و زیبا باشند حتی ، کلمه اند. و کلمه وقتی کلام خداست که جاری شود و چیزی جاریست که بتوانی در دستش بگیری. خوش باشید جناب آقای ...ارسال کننده نرگس, در تاریخ 02 مهر 1388 ساعت 00:34 |
سلام من هم عاشق پاییزمو بیتابه این فصل واقعا زیبا و با احساس نوشتی شاد زیارسال کننده ابوذر, آدرس سایت اینجا در تاریخ 01 مهر 1388 ساعت 10:57 |
1 صفحه 1 از 1 ( 7 نظر(ها) )